میگی عاشق بارونی
ولی وقتی بارون میاد چتر رو سرت میگیری
میگی عاشق برفی
ولی از یه گوله برف می ترسی
میگی عاشق گلهایی
ولی اونها رو میندازی تو قفسی
انتظار داری نترسم وقتی میگی عاشقی
|
میگی عاشق بارونی ولی وقتی بارون میاد چتر رو سرت میگیری میگی عاشق برفی ولی از یه گوله برف می ترسی میگی عاشق گلهایی ولی اونها رو میندازی تو قفسی
انتظار داری نترسم وقتی میگی عاشقی + نوشته شده توسط احسان در جمعه 26 خرداد1385 و ساعت
1:48 |
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که طلوع و غیب دارد دگران روند و آیند تو هنوز هم که هستی + نوشته شده توسط احسان در پنجشنبه 11 خرداد1385 و ساعت
1:18 |
با سلام به تمام دوستان باید به اون هایی که فکر میکنند من نا امیدم باید بگم که سخت در اشتباه هستند من خسته بودم او هم دلیل داشت چون شاهد برخورد خیلی بدی از طرف عزیزم بودم ولی من همیشه امیدوارم و بدنبال راهی بزای جلب نظر عزیزم هستم اون هم از راه دلسوزی می خواست که من پا بندش نشم دل من را شکست اما حالا با افتخار میگم من با دل شکسته عاشق اون گل بینظیر هستم عزیزم من دوست دارم این را بهت ثابت میکنم که هیچکس برای تو مثل من نمیشه هیچکس تو رو باندازه من برای خودت دوست نداره تا دنیا دنیاست در دل جا دارای گرچه میدانم از من بیزاری خسته ام از فاصله ها ای به سفر رفته بیا نالم هر شب من از تنهایی بی مهری تو اما زیبایی
+ نوشته شده توسط احسان در دوشنبه 1 خرداد1385 و ساعت
3:10 |
|
درباره وبلاگ
![]() منوي اصلي
پيوندهاي روزانه
آرشيو
درباره >
ساعت
آمار بازديد کنندگان
موریک
طراح قالب
دوستان
|
